کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    چنین که چهره خوب تو دلبری داند
    نه حسن حور و نه رخساره پری داند
    به خاک پای تو کآب حیات ممکن نیست
    که همچو لعل لبت روحپروری داند
    ستمگری نه پریچهره مرا کارست
    که هرکه هست پریرو ستمگری داند
    نشان آینه جم ز جام لعلش پرس
    که جم، حقیقت جام سکندری داند
    چگونه سرکشد از عشق و ترک جان نکند
    مجردی که چو عیسی قلندری داند
    سری که هست ز دولت بر آستانه دوست
    گر التفات نمایند سروری داند
    مرا به نور تجلی رخ تو شد هادی
    چو مرشدی که به تحقیق رهبری داند
    دلی که چهره به اکسیر مهر چون زر کرد
    عجب نباشد اگر کیمیاگری داند
    شراب لعل ترا جان من شناسد قدر
    چنانکه قیمت یاقوت جوهری داند
    به سحر و عربده هاروت اگرچه مشهور است
    کجا چو مردم چشم تو ساحری داند
    مقصر است نسیمی ز شرح غمزه دوست
    اگرچه در صفتش سحر سامری داند

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha