کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    فضل حق می دهدم هردم از این می جامی
    که ندارد چو ابد مستی او انجامی
    شرح اسرار تجلی تو ز فرعون مپرس
    کآتش انی اناالله نداند خامی
    صبح و شامم همه با زلف و رخت می گردد
    کو مبارک تر از این صبح و نکوتر شامی
    دور حسنش ابدی گشت و نباشد من بعد
    خالی از مهر رخش در همه دور ایامی
    (خال مشکین لبش دانه زلف است آری
    هست بر هر ورق چهره کماهی دامی)
    آن که شد مست می عشق رخش در همه حال
    با وی است ار چه بود همدم دردآشامی
    از تویی تا به خدا یک نفس است ای سالک!
    بر سر خویش نه از شش جهت خود گامی
    (بجز آن دل که رسد از رخ و زلفش به خدا
    کی دلی دید مرادی و گرفت او کامی؟)
    زلف مشکین دلارام من آرام دل است
    بی سر زلف دلارام که دید آرامی؟
    مست فضل است نسیمی و بر این معنی دال
    هست از هر طرف روی تو ضاد و لامی

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha