کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    آن دل آرام که دل آینه دار رخ اوست
    دوستش دارم و داند که ورا دارم دوست
    مرغ دل صید شد از تیر نگاهش زیرا
    آن کمانکش مژه اش تیر و کمانش ابروست
    چشم مست سیهش رهزن هوش و خرد است
    دام دلها شکن طره ی آن مشکین موست
    بر لب جوی فرحزاست بسی بزم طرب
    تا که آن سرو سهی سایه فکن بر لب جوست
    نکنم رو بسوی کعبه و بتخانه و دیر
    هر کجا دوست در آنجاست مرا رو سوی اوست
    سوز دل رفع نگردد ز مداوای طبیب
    وصل یار است که بیماری دلرا داروست
    بگزین یار خوش آواز و نکو چهره (سحاب)
    ز آنکه قوت دلت آواز خوش و روی نکوست

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha