کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    عیب صاحب هنران چند به بازار آری؟
    چند ازان گلبن پر گل کف پر خار آری؟
    هیچ کس گل نزند بر تو درین سبز چمن
    گل اگر در قفس مرغ گرفتار آری
    از کجان گر گذری راست درین عبرتگاه
    سالم انگشت برون از دهن مار آری
    ضامنم من که غباری به دلت ننشیند
    اگر از خلق جهان روی به دیوار آری
    در دیاری که خزف را ز گهر نشناسند
    گوهر خود چه ضرورست به بازار آری؟
    دیده ظاهر اگر پر خس و خاشاک کنی
    از خس و خار به دامن گل بی خار آری
    به ازان است که صد نخل برومند کنی
    سر منصور مرا گر به سر دار آری
    چون حبابند سراپای نظر جوهریان
    تا چه گوهر تو ازین قلزم زخار آری
    حرف افسرده دلان باعث آشوب دل است
    خبر مرگ چه لازم که به بیمار آری؟
    می توانی به سراپرده خورشید رسید
    همچو شبنم به چمن گر دل بیدار آری
    چند چون سکه زر در نظر صیرفیان
    پشت بر زر کنی و روی به بازار آری؟
    روی چون آینه پنهان مکن از طوطی ما
    تو که صاحب سخنان را به سرکار آری
    رحم کن بر دل بی طاقت ما ای قاصد
    ناامیدی خبری نیست که یکبار آری
    روشن است از دهن زخم چه گل خواهد کرد
    چه ضرورست مرا بر سر گفتار آری؟
    اگر از پاس نفس رشته سرانجام دهی
    صائب از بحر برون گوهر شهوار آری

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha