کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    دوش در میکده گلبانگ علالا میرفت
    سخن از لعل لب ساقی جانها می رفت
    بهوای لب جان بخش برد مهر نقاب
    کز تن هر دو جهان روح روانها میرفت
    باده می خورد ز لعل لب خود شام و سحر
    مست از خلوت جان جانب صحرا میرفت
    دیدم آن سرو روانرا که بصد چالاکی
    همچو خورشید فلک روشن و یکتا می رفت
    هیچکس رفتن جان را چو ندیده است عیان
    از همه خلق جان نعره و غوغا می رفت
    آن چه شب بود که چون ماه شب چارده باز
    در دل شب بر ما آمد و بی ما می رفت
    اشک کوهی ز پی رفتن آن سرو روان
    همچو سیلاب ز کهسار بدریا میرفت

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha