کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    ز رویت ماه تابان آفریدند
    دلمرا چرخ گردان آفریدند
    چو لعلت از تبسم نکته ای گفت
    از آن لب جوهرجان آفریدند
    ز خاک کوی او گردی چو برخاست
    بهشت و حور و رضوان آفریدند
    ز زلف وروی تو بردند بوئی
    به جنت صد گلستان آفریدند
    لعا بی از لبت بر خاک انداخت
    بغربت آب حیوان آفریدند
    مه رویت ز شام زلف بنمود
    سحر خورشید رخشان آفریدند
    چو ختم آفرینش آدمی بود
    به آخر نوع انسان آفریدند
    ز عکس دانه خال سیاهت
    به هفتم چرخ کیوان آفریدند
    چو از سیب زنخ زلفت برآمد
    ز حیرت گوی و چوگان آفریدند
    بحیرانی چو وی را میتوان دید
    مرا زین روی حیران آفریدند
    چو روحم یوسف مصر دل آمد
    تنم را چاه زندان آفریدند
    زلیخا نفس و یوسف روح قدسی
    خرد را پیر کنعان آفریدند
    مجو شادی دلا در خانه دهر
    جهان را بیت احزان آفریدند
    چو مه را از برای گلشن وصل
    مرا باچشم گریان آفریدند
    به پیش شمع روی ماه شبگرد
    مرا گریان و بریان آفریدند
    ز خار هجر چون بگریستم خون
    ز خون گل های خندان آفریدند
    پری رویا تو را چون روح قدسی
    ز چشم خلق پنهان آفریدند
    ز اشک سرخ کوهی و لب یار
    به کان لعل بدخشان آفریدند

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha