کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    زهی عصر آجامیان سترگ
    که جمشید بودی برایشان بزرگ
    ازو فرهی یافت کار جهان
    که او بد یمه پور ویوانجهان
    از آجام مانده عجم یادگار
    به آیین جم زنده شد روزگار
    کند زند و اوستا بدین زمزمه
    که اورمزد گفت سخن با یمه
    رهانید قوم خود از زمهریر
    که بودند در دشت آری اسیر
    بنزد کسی کز خرد آگه است
    همانا یمه پور ویوانگه است
    خوشا آن شیو نامبردار شاه
    که می زیست بر کوهسار سیاه
    که دانا کیومرث می خواندش
    مگر زنده ی جاودان داندش
    همان هورفخشاد ازو شد پدید
    که بد نام آن شاه ار پاک شید
    تو ای خاک ایران عنبر سرشت
    خنک آن که اندر تو بد زردهشت
    که ادریس و هرمس بد آن نامدار
    به گیتی است حکمت از آن یادگار
    ازو فرهی یافت روی زمین
    که او بود هوشنگ با داد و دین
    ازو ماند آیین جشن سده
    پدیدار ازو گشت آتشکده
    همان نامه ی آسمانی ازوست
    که موبد همی خواندش زند و اوست
    پدیدار کرده ره بندگی
    مراعات کرده حق زندگی
    چه خوش گفت پرویز شاه کیا
    چو با قیصر روم زد کیمیا
    که ما را ز دین کهن ننگ نیست
    به گیتی به از دین هوشنگ نیست
    همه راه دادست و آیین مهر
    نظر کردن اندر شمار سپهر

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha