کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    بطرف طره دستار زیبی بست یار از گل
    چه سروست این که دارد برگ از نسرین و بار از گل
    چو غنچه صد گره بر رشته کارم فتاد از غم
    سوی گلزار رفتم بارها نگشود کار از گل
    کشیدم سرمه در چشم از خاک کف پایش
    عجب آیینه دارم که می گیرد غبار از گل
    قراری گر ندارد در چمن گل جای آن دارد
    صبا بویی ز تو آورده و برده قرار از گل
    مرا با داغهای تازه دارد عشق تو زانسان
    که گرداند مزین خار را فصل بهار از گل
    بگوش گل اگر گوید صبا وصف گل رویت
    ز بلبل بیش خیزد ناله بی اختیار از گل
    زد آن ابرو کمان صد تیر بر من وه چه بختست این
    کسان از خار گل چینند و ما چیدیم خار از گل
    فضولی را چه سود از سیر گلشن بی گل رویت
    چو بر یاد تو او را می فزاید خار خار از گل

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha