کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    ساقی بیار باده سغراق ده منی

    اندیشه را رها کن کاری است کردنی

    ای نقد جان مگوی که ایام بیننا

    گردن مخار خواجه که وامی است گردنی

    ای آب زندگانی در تشنگان نگر

    بر دوست رحم آر به کوری دشمنی

    هوشی است بند ما و به پیش تو هوش چیست

    گر برج خیبر است بخواهیش برکنی

    اندر مقام هوش همه خوف و زلزله‌ست

    در بی‌هشی است عیش و مقامات ایمنی

    در بزم بی‌هشی همه جان‌ها مجردند

    رقصان چو ذره‌ها خورشان نور و روشنی

    ای آفتاب جان در و دیوار تن بسوز

    قانع نمی‌شویم بدین نور روزنی

    این قصه را رها کن ما سخت تشنه‌ایم

    تو ساقی کریمی و بی‌صرفه و غنی

    هیهای عاشقان همه از بوی گلشنی است

    آگاه نیست کس که چه باغ و چه گلشنی

    خشک آر و می‌نگر ز چپ و راست اشک خون

    ای سنگ دل بگوی که تا چند تن زنی

    بیهوده چند گویی خاموش کن بس است

    فرمان گفت نیست همان گیر که الکنی

    تا شمس حق تبریز آرد گشایشی

    کاین ناطقه نماند در حرف معتنی

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha