کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    گر بر دل من رحم کند یارچه باشد؟
    ور یاد کند از من غمخوار چه باشد؟
    با قامتش از سرو خرامنده چه اید؟
    با عارض او سوسن و گلنار چه باشد؟
    زلفش بگرفتم بستم گفت: که بگذار
    با دزد در آویخته بگذار چه باشد؟
    گفتم دل من دارد و می خواهم ازو باز
    گفتا اگر او دارد، گو دار، چه باشد؟
    می نالم و می بارم خونابه ز دیده
    زین بیش بدست دل افکار چه باشد؟
    زنهار همی خواستم از تیغ جفایش
    دل گفت مگو بیهده، زنهار چه باشد؟
    تن در غم او ده که ازین غم بننالد
    آنکس که بداند که غم یار چه باشد
    با زلف تو گفتم دل غمخوار مرا ده
    گفتا دل که؟ غم چه بود؟ خوار چه باشد؟
    چشم تو همی گفتمش: احسنت، چنین کن
    اکنون که ببردی به از انکار چه باشد؟
    جانا چو تو یک دم نکنی کم زجفاها
    پس حاصل این گریۀ بسیار چه باشد
    جان و دل من برد و هنوز اوّل کارست
    خود باش تو تا آخر این کار چه باشد؟

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha