کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    ای تو را تعبیه در تنگ شکر مروارید

    تا به کی خنده زند لعل تو بر مروارید

    چون بگویی بفشانی گهر از حقهٔ لعل

    چون بخندی بنمایی ز شکر مروارید

    بحر حسنی تو و هرگز صدف لطف نداشت

    به ز دندان تو ای کان گهر مروارید

    در دندان بنمای از لب همچون آتش

    تا ز شرم آب شود بار دگر مروارید

    ای بسا شب که من خشک لب از حسرت تو

    بر زمین ریختم از دیدهٔ تر مروارید

    ریسمان مژه‌ام را به در اشک ای دوست

    چند چون رشته کشد عشق تو در مروارید

    گوهر مهر خود از هر دل جان دوست مجوی

    ز آنکه غواص نجوید ز شمر مروارید

    لایق عشق دلی پاک بود همچو صدف

    کفو زر نیست درین عقد مگر مروارید

    در سخن جمع کنم در معانی پس ازین

    درکشم از پی گوش تو به زر مروارید

    سخن بنده چو آبی‌ست که کرده‌است آن را

    دل صدف وار به صد خون جگر مروارید

    شعر خود نزد تو آوردم و عقلم می‌گفت

    کز پی سود به بحرین مبر مروارید

    سیف فرغانی گرچه همه عیب است بگوی

    کز تو نبود عجب ای کان هنر مروارید

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha