کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    گر زلیخا بست درها هر طرف

    یافت یوسف هم ز جنبش منصرف

    باز شد قفل و در و شد ره پدید

    چون توکل کرد یوسف برجهید

    گر چه رخنه نیست عالم را پدید

    خیره یوسف‌وار می‌باید دوید

    تا گشاید قفل و در پیدا شود

    سوی بی‌جایی شما را جا شود

    آمدی اندر جهان ای ممتحن

    هیچ می‌بینی طریق آمدن

    تو ز جایی آمدی وز موطنی

    آمدن را راه دانی هیچ نی

    گر ندانی تا نگویی راه نیست

    زین ره بی‌راهه ما را رفتنیست

    می‌روی در خواب شادان چپ و راست

    هیچ دانی راه آن میدان کجاست

    تو ببند آن چشم و خود تسلیم کن

    خویش را بینی در آن شهر کهن

    چشم چون بندی که صد چشم خمار

    بند چشم تست این سو از غرار

    چارچشمی تو ز عشق مشتری

    بر امید مهتری و سروری

    ور بخسپی مشتری بینی به خواب

    چغد بد کی خواب بیند جز خراب

    مشتری خواهی بهر دم پیچ پیچ

    تو چه داری که فروشی هیچ هیچ

    گر دلت را نان بدی یا چاشتی

    از خریداران فراغت داشتی

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha