کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    خر بسی کوشید و او را دفع گفت

    لیک جوع الکلب با خر بود جفت

    غالب آمد حرص و صبرش بد ضعیف

    بس گلوها که برد عشق رغیف

    زان رسولی کش حقایق داد دست

    کاد فقر ان یکن کفر آمدست

    گشته بود آن خر مجاعت را اسیر

    گفت اگر مکرست یک ره مرده گیر

    زین عذاب جوع باری وا رهم

    گر حیات اینست من مرده بهم

    گر خر اول توبه و سوگند خورد

    عاقبت هم از خری خبطی بکرد

    حرص کور و احمق و نادان کند

    مرگ را بر احمقان آسان کند

    نیست آسان مرگ بر جان خران

    که ندارند آب جان جاودان

    چون ندارد جان جاوید او شقیست

    جرات او بر اجل از احمقیست

    جهد کن تا جان مخلد گردد

    تا به روز مرگ برگی باشدت

    اعتمادش نیز بر رازق نبود

    که بر افشاند برو از غیب جود

    تاکنونش فضل بی‌روزی نداشت

    گرچه گه‌گه بر تنش جوعی گماشت

    گر نباشد جوع صد رنج دگر

    از پی هیضه بر آرد از تو سر

    رنج جوع اولی بود خود زان علل

    هم به لطف و هم به خفت هم عمل

    رنج جوع از رنجها پاکیزه‌تر

    خاصه در جوعست صد نفع و هنر

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha