کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    چون یار برقص آید من مطربی آغازم
    ور من بسماع ایم یارست نوا سازم
    از مهر رخش گردد ذرات جهان رقصان
    در جلوه چو می آید آن دلبر طنازم
    در حسن رخ جانان جان گشت چنان حیران
    کز تاب جمال او با خویش نپردازم
    از شوق جمال تو بربوی وصال تو
    در انجمن و خلوت با یاد تو همرازم
    اسرار غم عشقت میداشت دلم پنهان
    دردا که فتاد اکنون از پرده برون رازم
    سودای جهان یکسر کردیم برون از سر
    تا سوز غم عشقت شد مونس و دمسازم
    گر زانکه گداگشتم بی برگ و نوا گشتم
    برجمله شهنشاهان از عشق تو می نازم
    گر عشق جهان سوزت با ما نفسی سازد
    یک لحظه ز عقل و دین بنیاد براندازم
    گر جان اسیری را دادی بوصالت ره
    شکرانه آن خود را پیش تو فدا سازم

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha