کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    در بخارا بندهٔ صدر جهان

    متهم شد گشت از صدرش نهان

    مدت ده سال سرگردان بگشت

    گه خراسان گه کهستان گاه دشت

    از پس ده سال او از اشتیاق

    گشت بی‌طاقت ز ایام فراق

    گفت تاب فرقتم زین پس نماند

    صبر کی داند خلاعت را نشاند

    از فراق این خاکها شوره بود

    آب زرد و گنده و تیره شود

    باد جان‌افزا وخم گردد وبا

    آتشی خاکستری گردد هبا

    باغ چون جنت شود دار المرض

    زرد و ریزان برگ او اندر حرض

    عقل دراک از فراق دوستان

    همچو تیرانداز اشکسته کمان

    دوزخ از فرقت چنان سوزان شدست

    پیر از فرقت چنان لرزان شدست

    گر بگویم از فراق چون شرار

    تا قیامت یک بود از صد هزار

    پس ز شرح سوز او کم زن نفس

    رب سلم رب سلم گوی و بس

    هرچه از وی شاد گردی در جهان

    از فراق او بیندیش آن زمان

    زانچ گشتی شاد بس کس شاد شد

    آخر از وی جست و همچون باد شد

    از تو هم بجهد تو دل بر وی منه

    پیش از آن کو بجهد از وی تو بجه

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha