کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    «یوسف » مصر نکویی، از جهان
    رفت و، چشم عالمی گرینده است
    حلقه در گوش نوازشهای اوست
    نام حاتم در جهان تازنده است
    هرکجا آزاده مردی در جهان
    هست، از جان و دل او را بنده است
    کهنه گرگ روزگار بی وفا
    کم چنین «یوسف » بچاه افگنده است
    از پی تاریخ، میگردید فکر
    زآنکه هر جوینده یی یابنده است
    ناگهانم هاتفی گفتا: چرا
    فکر تاریخت برنج افگنده است؟
    چون جهان را پشت پا زد، خود بگفت:
    «مردم، اما نام نیکم زنده است »!

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha