کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    ساقی بده آن شراب گلگون را
    کز گونه خجل کند طبر خون را
    خواهی که رخ تو رنگ گل گیرد
    از کف منه آن شراب گلگون را
    ناخوش نتوان گذاشت بی باده
    وقت خوش و ساعت همایون را
    آن باده عقیق ناب را ماند
    چونانکه پیاله، در مکنون را
    یک قطره از او فدای هامون کن
    تا لاله ستان کنیم هامون را
    یک جرعه از او بریز در جیحون
    تا گونه گل دهیم جیحون را
    افسون غمند باده و مستی
    بر لشکر غم گمار، افسون را
    کاین صرف کند صروف گیتی را
    وآن دفع کند بلای گردون را
    باده سبب است عیش مردم را
    لیلی غرض است عشق مجنون را
    قانون قرار عشرت آمد می
    ضایع مکن این قرار و قانون را
    گر طالب مال و گنج افزونی
    آراسته باش رنج افزون را
    بی مال چه بد رسید موسی را
    وز گنج چه نفع بود قارون را

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha