کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    بعد از آنش از قفس بیرون فکند

    طوطیک پرید تا شاخ بلند

    طوطی مرده چنان پرواز کرد

    کآفتاب شرق ترکی‌تاز کرد

    خواجه حیران گشت اندر کار مرغ

    بی‌خبر ناگه بدید اسرار مرغ

    روی بالا کرد و گفت ای عندلیب

    از بیان حال خودمان ده نصیب

    او چه کرد آنجا که تو آموختی

    ساختی مکری و ما را سوختی

    گفت طوطی کو به فعلم پند داد

    که رها کن لطف آواز و وداد

    زانک آوازت ترا در بند کرد

    خویشتن مرده پی این پند کرد

    یعنی ای مطرب شده با عام و خاص

    مرده شو چون من که تا یابی خلاص

    دانه باشی مرغکانت بر چنند

    غنچه باشی کودکانت بر کنند

    دانه پنهان کن بکلی دام شو

    غنچه پنهان کن گیاه بام شو

    هر که داد او حسن خود را در مزاد

    صد قضای بد سوی او رو نهاد

    جشمها و خشمها و رشکها

    بر سرش ریزد چو آب از مشکها

    دشمنان او را ز غیرت می‌درند

    دوستان هم روزگارش می‌برند

    آنک غافل بود از کشت و بهار

    او چه داند قیمت این روزگار

    در پناه لطف حق باید گریخت

    کو هزاران لطف بر ارواح ریخت

    تا پناهی یابی آنگه چون پناه

    آب و آتش مر ترا گردد سپاه

    نوح و موسی را نه دریا یار شد

    نه بر اعداشان بکین قهار شد

    آتش ابراهیم را نه قلعه بود

    تا برآورد از دل نمرود دود

    کوه یحیی را نه سوی خویش خواند

    قاصدانش را به زخم سنگ راند

    گفت ای یحیی بیا در من گریز

    تا پناهت باشم از شمشیر تیز

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha