کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    بود لقمان پیش خواجهٔ خویشتن

    در میان بندگانش خوارتن

    می‌فرستاد او غلامان را به باغ

    تا که میوه آیدش بهر فراغ

    بود لقمان در غلامان چون طفیل

    پر معانی تیره‌صورت همچو لیل

    آن غلامان میوه‌های جمع را

    خوش بخوردند از نهیب طمع را

    خواجه را گفتند لقمان خورد آن

    خواجه بر لقمان ترش گشت و گران

    چون تفحص کرد لقمان از سبب

    در عتاب خواجه‌اش بگشاد لب

    گفت لقمان سیدا پیش خدا

    بندهٔ خاین نباشد مرتضی

    امتحان کن جمله‌مان را ای کریم

    سیرمان در ده تو از آب حمیم

    بعد از آن ما را به صحرایی کلان

    تو سواره ما پیاده می‌دوان

    آنگهان بنگر تو بدکردار را

    صنعهای کاشف الاسرار را

    گشت ساقی خواجه از آب حمیم

    مر غلامان را و خوردند آن ز بیم

    بعد از آن می‌راندشان در دشتها

    می‌دویدند آن نفر تحت و علا

    قی در افتادند ایشان از عنا

    آب می‌آورد زیشان میوه‌ها

    چون که لقمان را در آمد قی ز ناف

    می بر آمد از درونش آب صاف

    حکمت لقمان چو داند این نمود

    پس چه باشد حکمت رب الوجود

    یوم تبلی والسرائر کلها

    بان منکم کامن لا یشتهی

    چون سقوا ماء حمیما قطعت

    جملة الاستار مما افضعت

    نار زان آمد عذاب کافران

    که حجر را نار باشد امتحان

    آن دل چون سنگ را ما چند چند

    نرم گفتیم و نمی‌پذرفت پند

    ریش بد را داروی بد یافت رگ

    مر سر خر را سر دندان سگ

    الخبیثات الخبیثین حکمتست

    زشت را هم زشت جفت و بابتست

    پس تو هر جفتی که می‌خواهی برو

    محو و هم‌شکل و صفات او بشو

    نور خواهی مستعد نور شو

    دور خواهی خویش‌بین و دور شو

    ور رهی خواهی ازین سجن خرب

    سر مکش از دوست و اسجد واقترب

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha