کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    و هُوَ شیخ نجم الدین حسن. از فضلا و عرفا و مرید شاه نظام اولیاست. به کمند جذبهٔ محبت امیر خسرو دهلوی مقید و به دلالت او به خدمت شیخ نظام رسید و مآل کارش به حقایق و معارف مختوم گردید. عارفی محقق و کاملی مدقّق است. اشعار خوب دارد. تیمنّاً و تبرّکاً در ضمن حالش چند بیتی از مقالش نوشته شد:

    مشتاق تو به هیچ جمالی نظر نکرد

    بیمار تو ز هیچ طبیبی دوا نخواست

    بر ما دلت نسوخت، ندانم چرا نسوخت

    ما را دلت نخواست، ندانم چرا نخواست

    گفتی چرا سخن نکنی چون به من رسی

    نظارهٔ جمالِ تو خاموشی آورد

    عشقبازان دیگرند و عشق سازان دیگرند

    آنچه در فرهاد می‌بینم کجا پرویز داشت

    عمریست که من در سر، سودایِ فلان دارم

    یک شهر خبر دارند من از که نهان دارم

    ای به عهدت پارسایی‌ها به رسوایی بدل

    من یکی زان پارسایانم که رسوا کرده‌ای

    از خویش برون رو ز درِ خویش درون آی

    تا گم نشوی گم شدهٔ خویش نیابی

    آن گِردِ حرم گردد و این گردِ خرابات

    من گِردِ سرت گردم و جایی که تو باشی

    ای خون خلقی ریخته وانگه از آن خون ریختن

    نه دست تو دارد خبر نه تیغ تو آلودگی

    گفتم به رغم دشمنان آسایشی یابم ز تو

    استغفراللّه زین سخن عشق تو و آسودگی

    بتی چون تو چرا در پرده باشد

    مگر از ننگ چون من بت پرستی

    و له ایضاً رحمة اللّه

    مدعیی گفت به لیلی به طنز

    رو که بسی چابک و موزون نه‌ای

    لیلی از آن حال بخندید و گفت

    با تو چه گویم که تو مجنون نه‌ای

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha