کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    خارکش پیری با دلق درشت

    پشته خار همی برد به پشت

    لنگ لگان قدمی برمی داشت

    هر قدم دانه شکری می کاشت

    کای فرازنده این چرخ بلند

    وی نوازنده دلهای نژند

    کنم از جیب نظر تا دامن

    چه عزیزی که نکردی با من

    در دولت به رخم بگشادی

    تاج عزت به سرم بنهادی

    حد من نیست ثنایت گفتن

    گوهر شکر عطایت سفتن

    نوجوانی به جوانی مغرور

    رخش پندار همی راند ز دور

    آمد آن شکرگزاریش به گوش

    گفت کای پیر خرف گشته خموش

    خار بر پشت زنی زینسان گام

    دولتت چیست عزیزیت کدام

    عمر در خارکشی باخته ای

    عزت از خواری نشناخته ای

    پیر گفتا که چه عزت زین به

    که نیم بر در تو بالین نه

    کای فلان چاشت بده یا شامم

    نان و آبی که خورم و آشامم

    شکر گویم که مرا خوار نساخت

    به خسی چون تو گرفتار نساخت

    به ره حرص شتابنده نکرد

    به در شاه و گدا بنده نکرد

    داد با این همه افتادگیم

    عز آزادی و آزادگیم

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha