کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    به خاک درگه او تا جبین آرزو سودم
    به گوناگون نتایج بارور شد نخل امیدم
    شبی کز فکر رایش بود دل شمع تجلی زا
    سحرگه چون دم از خورشید زد قهقه بخندیدم
    خیال قهر او چون ترکتاز آورد بر خاطر
    برون پاشید یک یک راز دل از بسکه لرزیدم
    زقهرش گفتم و بگداختم چون شمع سر تا پا
    زلطفش گفتم و صد پیرهن چون غنچه بالیدم
    تفاوت آنقدر دیدم که از معنی است تا صورت
    کف با جود او را با ید بیضا چو سنجیدم
    به رنگ شمع فانوس خیال از یاد رای او
    برون از پرده های نه فلک بر عرش تابیدم
    دلم را صد جهان نور از تولایش ببر دارد
    بحمدالله ز فیض داغ مهرش صد چو خورشیدم
    کند مهر از غبارم اقتباس نور تا محشر
    به خاک درگهش تا جبههٔ اخلاص ساییدم
    غلامت را بود در دین و دنیا رتبهٔ شاهی
    نهادم تا به لب جام تولای تو جمشیدم
    من و فکر کمال ذات او حاشا چه فکر است این
    ز روی عقل دوراندیش خود شرمنده گردیدم
    زیاد لطف سرشارش زبیم قهر خونخوارش
    همه تن خندهٔ صبحم سراپا لرزهٔ بیدم
    زدم تا چنگ در حبل المتین شرع آبایش
    زنهی نغمه گوش زهره را چون چنگ مالیدم
    قبای نه فلک بر پیکرم چون غنچه تنگ آمد
    ز بس بر خویشتن از شوق مداحیش بالیدم
    مرا نور یقین از مهر صادق بس بود جویا
    لباس خودنمایی را به مهر و ماه بخشیدم
    پناهی جز تو نبود تشنگان روز محشر را
    ز نیسان شفاعت سبزگردان کشت امیدم

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha