کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    کرد در کشتی یکی گبری نشست

    موج برخاست و شد آن کشتی ز دست

    سخت میترسید گبر هیچ کس

    گفت ای آتش مرا فریاد رس

    گفت ملاحش خموش ای ژاژ خای

    آتش اینجا کی شناسد سر ز پای

    موج چون هم مردکش هم سرکش است

    در چنین موجی چه جای آتش است

    گر کند اینجایگه آتش قرار

    تا زند یک دم برآید زو دمار

    گبر گفت ای مرد پس تدبیر چیست

    گفت تسلیم است تا تقدیر چیست

    چون برآید بحر تقدیرش بجوش

    شیر گردد همچو مور آنجا خموش

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha