کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    سوی آن دیوانه شد مردی عزیز

    گفت هستت آرزوی هیچ چیز

    گفت ده روزست تا من گرسنه

    ماندهام لوتیم باید ده تنه

    گفت دل خوش کن که رفتم این زمانت

    از پی حلوا و بریانی و نانت

    گفت غلبه میمکن ای ژاژ خای

    نرم گو تا نشنود یعنی خدای

    گر نیم آهسته کن آواز را

    زانکه گر حق بشنود این راز را

    هیچ نگذارد که نانم آوری

    لیک گوید تا بجانم آوری

    دوست را زان گرسنه دارد مدام

    تا ز جان خویش سیر آید تمام

    چون زجان سیرآید او در درد کار

    گرسنه گردد بجانان بی قرار

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha