کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    اشتری گم کردی و جستیش چست

    چون بیابی چون ندانی کان تست

    ضاله چه بود ناقهٔ گم کرده‌ای

    از کفت بگریخته در پرده‌ای

    آمده در بار کردن کاروان

    اشتر تو زان میان گشته نهان

    می‌دوی این سو و آن سو خشک‌لب

    کاروان شد دور و نزدیکست شب

    رخت مانده بر زمین در راه خوف

    تو پی اشتر دوان گشته بطوف

    کای مسلمانان که دیدست اشتری

    جسته بیرون بامداد از آخری

    هر که بر گوید نشان از اشترم

    مژدگانی می‌دهم چندین درم

    باز می‌جویی نشان از هر کسی

    ریش خندت می‌کند زین هر خسی

    که اشتری دیدیم می‌رفت این طرف

    اشتری سرخی به سوی آن علف

    آن یکی گوید بریده گوش بود

    وآن دگر گوید جلش منقوش بود

    آن یکی گوید شتر یک چشم بود

    وآن دگر گوید ز گر بی پشم بود

    از برای مژدگانی صد نشان

    از گزافه هر خسی کرده بیان

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha