کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    نی سنبل تنباکویی نه آتش رخساره ای
    دل بوی خامی می دهد بی داغ آتش پاره ای
    منقار زرین بایدت تا دانه زین اخگر کنی
    کی مرغ این آتش بود هر مرغ آتش خواره ای
    در نخل تنباکو نگر صوفی شده بازآمده
    در کوی خود سرگشته ای در شهر خود آواره ای
    چون بید مجنون هر طرف افکنده از سر طره ای
    چون دلق سالک هر کجا افکنده از بر پاره ای
    مردم گیا از چین مخر تنباکوی آچین بخر
    هم مایه بی مایه ای هم چاره بی چاره ای
    خواهم دید وجد آنقدر جام می و تنباکوام
    کافتم به طاق ابرویی چون نرگس خماره ای
    اندر کمند دود او کز سنبل دلجو به است
    همچون کلیم افتاده ام اندر دم سحاره ای
    موسی به قوم خویشتن لوح ید بیضا نمود
    یا حور سیمین ساعدی کرد از مه نو پاره ای
    تا شد به مهرویان قرین این دود مایه بر زمین
    بر آسمان غیرت کشد هر ثابت و سیاره ای
    هر جرعه کی مستی دهد رند جحیم آشام را
    از جنس آچین کشتئی وز قسم هندی کاره ای
    ساغر «نظیری » کم بکش زین خشک می هر دم بکش
    کت موم ازو شد آهنی، کت لعل ازو شد خاره ای

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha