کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    چشمهٔ خون ز دلم شیفته‌تر کس را نی

    خون شو ای چشم که این سوز جگر کس را نی

    تنم از اشک به زر رشتهٔ خونین ماند

    هیچ زر رشته ازین تافته‌تر کس را نی

    هیچ کس عمر گرامی نفروشد به عدم

    سر این بیع مرا هست اگر کس را نی

    درد دل بر که کنم عرضه که درمان دلم

    کیمیائی است کز او هیچ اثر کس را نی

    آن جگر تر کن من کو که ز نادیدن او

    خشک آخورتر ازین دیدهٔ تر کس را نی

    غم او بر دل من پردهٔ زنگاری بست

    کس چو داند که بر این پرده گذر کس را نی

    آه و دردا که چراغ من تاریک بمرد

    باورم کن که ازین درد بتر کس را نی

    غلطم من که چراغی همه کس را میرد

    لیک خورشید مرا مرد و دگر کس را نی

    دل خاقانی ازین درد درون پوست بسوخت

    وز برون غرقهٔ خون گشت خبر کس را نی

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha