کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    کرد چو ره در سرطان آفتاب

    چشمهٔ خورشید فرو شد باب

    ابر سرا پرده به بالا کشید

    سبزه صف خویش به صحرا کشید

    تندی سیلاب ز بالای کوه

    از شعب آورد زمین را ستوه

    برق بهر سوی به تابی دگر

    دشت بهر جوی بابی دگر

    شالی سر سبز ندانم ز چیست

    کاب گذشتش ز سر، آنگاه زیست

    آب فراخی همه ره تا به گنگ

    آمده لشکر همه از آب تنگ

    پای ستوران به زمین در شده

    گاو زمین را سم شان سر شده

    بود بهر جا که نزول سپاه

    تنگی جو بود و فراخی کاه

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha