شمارهٔ ۵۹

شمارهٔ ۵۹

غزل
0
قافیه: تقالب: غزل
۞
اندازه متن

ماه ما را آسمانی دیگر است

سرو ما را بوستانی دیگر است

گو دگر کیوان مده زحمت به خویش

کاین فلک را پاسبانی دیگر است

ساکن این ملکم و از یمن عشق

هر دمم جان در جهانی دیگر است

گنگ مادرزادم و در وصف دوست

هر سر مویم زبانی دیگر است

گوش جان را باز کن تا بشنوی

هر زبانم را بیانی دیگر است

زار می نالیدم و آن شوخ گفت

بلبل ما را فغانی دیگر است

شنیدن این شعر

صدای فارسی یافت نشد — برای شنیدن صحیح، مرورگر Chrome نصب کنید

0.95×

به زبان ساده

هوشواره: هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به جهانی فراتر از دنیای مادی اشاره می‌کند و به زیبایی‌ و تنوع عشق و ارتباطات اشاره می‌کند. او می‌گوید که ماه و سرو او در فضایی متفاوت و خاص قرار دارند و در این دنیا، عشق به او جنبه‌ای دیگر بخشیده است. همچنین او به تمایز بین زبان‌ها و بیان‌های خود اشاره می‌کند، به طوری که هر بیانی از عشق و دوست، شکل و محتوای خاص خودش را دارد. در نهایت، او احساسات خود را از نالیدن و غم بیان می‌کند و بیان می‌دارد که این احساسات نیز دارای رنگ و بویی متفاوت هستند.

اخطار: خلاصه‌های تولید شده توسط هوشواره در بسیاری از موارد نادرستند.

برگردان به زبان ساده

برگردان این شعر هنوز آماده نشده است

هم‌آهنگ‌ها

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه

اطلاعات وزن و قافیه به زودی اضافه می‌شود