کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    ایکه انعام تو سرمایه هر محرومست

    ویکه انصاف تو یاری ده هر مظلومست

    رکن دین خواجه آفاق که صدبار فلک

    گفت دربان تو تا حشر مرا مخدومست

    رشح اقلام تو برروی شریعت خالست

    بوی اخلاق تو دردست خردمشمومست

    در لگد کوب معلی تو گردون پستست

    در سر انگشت معانی تو آهن مومست

    سطح نه دایره چرخ برقدر تو هست

    کم از ان نقطه که در ذهن خردمو هومست

    رایت دولت تو برسر خورشید هماست

    سایه دشمن تو خانه خود را بو مست

    مذهب جود تو آنست که منع از کفرست

    سنت بخششت آنستکه سختی شومست

    هردعائی که نه در حق تو نامسموعست

    هر ثنائی که نه درحق تو نامعلومست

    مدحتت سبحه هر نوک زبانست چنانک

    نعمتت عدت هر نایژه حلقومست

    هرکجا رایت امیرست قدر مامورست

    هرکجا حکمت اما مست قضا مأمومست

    برقضا هیچ بهانه منه ایخواجه کنون

    هرچه حکمست بفرماکه قضامحکومست

    توئی و جز تو براطلاق کسی دیگر نیست

    گر در این عصر اما میست که او معصومست

    ازقضایای کرم حکم تو این فتوی داد

    کانکه اوبی گنه آید بر من مأثومست

    هست الحق همه چیزیست مبارک الا

    دشمنی تو که آنخصم ترا میشومست

    گر شود خصم تو شمشیر نه هم مسلولست؟

    ور شودشمن تو شیر نه هم مجذومست؟

    گر چه اقسام بتقدیرازل مضبوطست

    ورچه ارزاق بتأکید قسم مقسومست

    گفت توواهب معقول من و منقولست

    کلک تو ضامن مشروب من و مطعومست

    قصه غصه خود بیش نخواهم گفتن

    زانکه ناگفته تراقصه من مفهومست

    کارم از شعبده چرخ نمیگیرد نظم

    در جهان از همه چیز یم سخن منظومست

    هرپیاله که بمن دهر دهد ممزوجست

    هر نواله که بمن چرخ دهد مسمومست

    شمع اقبال تو تابان و رهی محجوبست

    کل انعام تو خندان ورهی مز کومست

    بکر فکرم را چز محرم نا دیده کسی

    زور در دورتو مدح دگران ولو مست

    باز پرس از کرمت گرزمنت باور نیست

    تاهم انصاف تو گوید که فلان محرومست

    نه بکاری که بود لایق او مشغولست

    نه بشغلی که بود در خور او موسومست

    مدتی فت که توقیع ترا منتظر است

    چیست این قاعده ایچرخ نه فتح رومست

    نظر بنده همه بر شرف خدمت تست

    که نه تحقیق غرض قاعده مرسومست

    تو بخر فضل و هنرزانکه بنزد دگران

    فضل مردود بیکبار وهنر مذمومست

    هم تو کن زانکه چو از درگه تو آنسوشد

    جود منسوخ بتحقیق و کرم معدومست

    تا که اسرار قدر در تتق پرده غیب

    زاطلاع بشر و علم ملک مکتومست

    بادجان تو زتیر حدثان ایمن و هست

    که غژا کند تو حفظ ملک قیومست

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha