کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    سر و عقل گر خدمت جان کنند

    بسی کار دشوار ک‌آسان کنند

    بکاهند گر دیده و دل ز آز

    بسا نرخها را که ارزان کنند

    چو اوضاع گیتی خیال است و خواب

    چرا خاطرت را پریشان کنند

    دل و دیده دریای ملک تنند

    رها کن که یک چند طوفان کنند

    به داروغه و شحنهٔ جان بگوی

    که دزد هوی را بزندان کنند

    نکردی نگهبانی خویش، چند

    به گنج وجودت نگهبان کنند

    چنان کن که جان را بود جامه‌ای

    چو از جامه، جسم تو عریان کنند

    به تن پرور و کاهل ار بگروی

    ترا نیز چون خود تن آسان کنند

    فروغی گرت هست ظلمت شود

    کمالی گرت هست نقصان کنند

    هزار آزمایش بود پیش از آن

    که بیرونت از این دبستان کنند

    گرت فضل بوده است رتبت دهند

    ورت جرم بوده است تاوان کنند

    گرت گله گرگ است و گر گوسفند

    ترا بر همان گله چوپان کنند

    چو آتش برافروزی از بهر خلق

    همان آتشت را بدامان کنند

    اگر گوهری یا که سنگ سیاه

    بدانند چون ره بدین کان کنند

    به معمار عقل و خرد تیشه ده

    که تا خانهٔ جهل ویران کنند

    برآنند خودبینی و جهل و عجب

    که عیب تو را از تو پنهان کنند

    بزرگان نلغزند در هیچ راه

    کاز آغاز تدبیر پایان کنند

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha