غزل شمارهٔ ۱۲۵ - چشمه ابدیت

غزل شمارهٔ ۱۲۵ - چشمه ابدیت

غزل
6
قافیه: یقالب: غزل
۞
اندازه متن

شکفته ام به تماشای چشم شهلایی

که جز به چشم دلش نشکفد تماشایی

جمال پردگی جاودانه ننماید

مگر به آینه پاکان سینه سینایی

رواق چشم که یک انعکاس او آفاق

محیط نه فلکش زورقی به دریایی

دلی که غرق شود در شکوه این دریا

به چشم باز رود در شگفت رؤیایی

به قدر خواستنم نیست تاب سوختنم

به اسم عاشقم و اسم بی مسمایی

سواد زلف تو و سر جاودانه تست

که جلوه می کند از هر سری به سودایی

به خاکپای تو ای سرو برکشیده من

که سر فرود نیاورده ام به دنیایی

به زیر سایه سروم به خاک بسپارید

که سرسپارده بودم به سرو بالایی

صدای حافظ شیراز بشنوی که رسید

به شهر شیفتگان شهریار شیدایی

شنیدن این شعر

در حال بارگذاری صداها…

0.95×

به زبان ساده

هوشواره: هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت چشمان محبوبش پرداخته و بیان می‌کند که تنها با دیدن باطن او می‌توان واقعیات را مشاهده کرد. او زیبایی را مرتبط با روح پاک و دل‌های بی‌آلایش می‌داند و تاکید می‌کند که جمال واقعی در آینه دل‌های پاک نمایان می‌شود. شاعر در تعابیری زیبا از شگفتی‌های عشق و جذابیت آن می‌گوید و می‌افزاید که عشقش فراتر از خواسته‌هایش است. او همچنین به محدودیت‌های دنیوی اشاره می‌کند و تمایل دارد تا در دنیای خیال و عشق محبوبش زندگی کند. در نهایت، شاعر با اشاره به حافظ و شهر شیراز، عشق و زیبایی را به تفکر و احساسات عمیق مرتبط می‌کند.

اخطار: خلاصه‌های تولید شده توسط هوشواره در بسیاری از موارد نادرستند.

برگردان به زبان ساده

برگردان این شعر هنوز آماده نشده است

هم‌آهنگ‌ها

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه

اطلاعات وزن و قافیه به زودی اضافه می‌شود