قطعه شماره ۶۹
قطعه شماره ۶۹
قطعه
0
قافیه: مقالب: قطعه
۞
اندازه متن
ای خایه به دست تو اسیرم
بنموده ای از جماع سیرم
دستم نشود به تخم کس بند
تا باد تو کرده دست گیرم
چندان نشوی تو خوب تا من
از حسرت کون و کس بمیرم
تا حضرت مستطاب عالی
کوچک بشوید بنده پیرم
زین پس ز جماع رخ نتابم
خوب ار نشدی نشو به کیرم
شعر قبلیقطعه شماره ۶۸: پیوسته به جنگی تو به ما ای بچه ژاندارمشعر بعدیقطعه شماره ۷۰: بر سر سفرۀ سپهسالار
شنیدن این شعر
در حال بارگذاری صداها…
0.95×
به زبان ساده
هوشواره: شاعر در این قطعه از رنجوری بیضهاش و گرفتاریهایی که به سبب این رنجش موضعی دچارشان شده میگوید. از به درازا کشیدن درمان گله کرده در پایان دست از صحت کشیده و بیتوجه به ماجرای مذکور پی آرزوهایش میرود
اخطار: خلاصههای تولید شده توسط هوشواره در بسیاری از موارد نادرستند.
برگردان به زبان ساده
برگردان این شعر هنوز آماده نشده است
همآهنگها
مشابهیابی بر اساس وزن و قافیه
اطلاعات وزن و قافیه به زودی اضافه میشود