قطعه شماره ۱

قطعه شماره ۱

قطعه
0
قافیه: اقالب: قطعه
۞
اندازه متن

هر که آمد در این جهان ناچار

رود از این جهان چه شه چه گدا

یک جهان دگر خدای آراست

که بود نام آن جهان بقا

سوی دار بقا رود هر کس

که بیامد در این سرای فنا

پور ایرج نوادۀ خاقان

آن ملک زادۀ فرشته لقا

من به او صهر و او به من عم بود

نه من او را نه او پدید مرا

زیست پنجاه و اندر سال به دهر

چون در این خاکدان ندید وفا

سوی جنت برفت با دل شاد

تا بماناد جاوادان آن جا

بهر تاریخ فوتش ایرج گفت

رفت جعفرقلی از این دنیا

شنیدن این شعر

در حال بارگذاری صداها…

0.95×

به زبان ساده

هوشواره: این متن شاعرانه درباره ناچاری انسان‌ها از رفتن از این جهان است. هر فردی، چه بزرگ و چه کوچک، در نهایت از این دنیا می‌رود و جهانی دیگر به نام بقا وجود دارد که به آنجا می‌رود. شخصیت‌هایی چون پور ایرج و جعفرقلی به تصویر کشیده می‌شوند که پس از زندگی در این جهان فانی، به جنت و جهانی جاودان منتقل می‌شوند. در نهایت، شاعر درباره فقدان و مرگ جعفرقلی سخن می‌گوید و حسرت از دست دادن او را ابراز می‌کند.

اخطار: خلاصه‌های تولید شده توسط هوشواره در بسیاری از موارد نادرستند.

برگردان به زبان ساده

برگردان این شعر هنوز آماده نشده است

هم‌آهنگ‌ها

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه

اطلاعات وزن و قافیه به زودی اضافه می‌شود