بخش ۲۰ - شعر هیجدهم
بخش ۲۰ - شعر هیجدهم
نثر
0
۞
اندازه متن
تا به دام غم عشق تو گرفتار شدم هدف تیر بد اندیشی اغیار شدم چه بلاها که ندیدم ز بداندیش رقیب چه جفاها که تو کردی و نه صبار شدم زاهدی بودم و در صومعه مشغول دعا به تمنای تو در خانۀ خمار شدم خرقه و سبحه وسجاده نهادم بکنار با صلیب و بت و پیرایۀ زنار شدم شمع را دوش که از عشق توسوزان دیدم تا سحر همدم او گشتم و خونبار شدم ره فرزانگی و عقل چو می پوییدم دیدم آن قامت دلجوی ز رفتار شدم حایری شکوه ای از یار نه آیین من است به بهانه بر دلدار به گفتار شدم
شنیدن این فصل
در حال بارگذاری صداها…
0.95×