بخش ۱۰ - شعر هشتم
بخش ۱۰ - شعر هشتم
نثر
0
۞
اندازه متن
بوی جانان یافت جان از نکهت صبح وصال بهتر از آن بوی بوی مشگ آمیزی نبود بی نیازم کرد و عزت داد حق بی مال و یار هیچ بالاتر از آن اکرام و تعزیزی نبود هم ز زهر زهرۀ گیتی مرا پرهیز داد گرچه این نفس دنی را هیچ پرهیزی نبود در جهان خوش آمدم خوش زیستم خوش می روم شکر لله در وجودمجز خوشی چیزی نبود کارهای حایری اسرار بود و کس نیافت زآنکه یک صاحبدلی و اهل تمییزی نبود
شنیدن این فصل
در حال بارگذاری صداها…
0.95×