شمارهٔ ۱۴۷

شمارهٔ ۱۴۷

غزل
0
قافیه: نقالب: غزل
۞
اندازه متن

ای رخت برگ گل سور و لبان نیز چنان

سخنت آب حیاتست و دهان نیز چنان

نیست ریحان چوخطت نافه چین نیز چنین

سرو نبود چو قدت نخل جنان نیز چنان

سرکه پامال تو ای سروروان گشت چه غم

سر نثار قدمت نقد روان نیز چنان

گرچه فحش است بکاغذ دوسه حرفی بنویس

که چو شهد است بیان تو بنان نیز چنان

غیر محرم به حریم تو و من محرومم

با من اینطور روا نیست به آن نیز چنان

بکمین تا بکمان ناوک کین است ترا

دل خونین هدف تیر تو جان نیز چنان

روزها دیده براه و همه شب ناله و آه

روز اسرار چنین است و شبان نیز چنان

شنیدن این شعر

در حال بارگذاری صداها…

0.95×

به زبان ساده

هوشواره: هوش مصنوعی: این شعر به مدح و ستایش مقام و شخصیت پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص)، پرداخته است. شاعر او را بهترین سلاله آدم و برترین فرد از نسل حوا معرفی می‌کند. او را خاتم انبیاء می‌داند و به زیبایی و اهمیت وجود او در عالم هستی اشاره می‌کند. همچنین، علم و دانش او را بی‌نهایت و ارزشمند توصیف کرده و می‌گوید که آثار و کلام او همچون عسل شیرین و دل‌نشین است. در نهایت، شاعر از عشق و ارادت خود به ایشان و اهل بیت (ع) سخن می‌گوید و خواستار درود بر آنهاست.

اخطار: خلاصه‌های تولید شده توسط هوشواره در بسیاری از موارد نادرستند.

برگردان به زبان ساده

برگردان این شعر هنوز آماده نشده است

هم‌آهنگ‌ها

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه

اطلاعات وزن و قافیه به زودی اضافه می‌شود