غزل شماره ۱
غزل شماره ۱
ای تو ز آغاز و انتها همه دانا
قدرت تو کرده خاک مرده توانا
بال فرو ریخت مرغ وهم ز اوجت
لال به وصفت زبان فکرت دانا
قطره باران کجا و چشمه خورشید
قطره کجا میشود محیط به دریا
در رحم و در صدف ز قطره ناچیز
در سخنگو کنی و لؤلؤ لالا
وصف تو از وسعت عقول منزه
ذات تو ز آلایش صفات مبرا
گه کنی از خاک کیمیای سعادت
لعل بدخش آوری ز صخره صما
می تند از کرم پیله تار بریشم
گلبن و آب آورد ز خار و ز خارا
من که به کفران نعمت اندرم امروز
بر نکنم سر زخجلت تو به فردا
چاشنی قدرتت دهد چه حلاوت
نوش ز نیش و زخار آرد خرما
ساخته حلوا ز غوره مشک ترازخون
آورد از آب گنده صورت زیبا
حیف که ذرات عالمند چو خفاش
نور تو چون آفتاب بر همه پیدا
چون بپرد در هوای اوج جلالت
کسوت فقرت کند چو راست بر اعضا
تاج به سلطان دهد کرامت درویش
پشه لاغر کند شکار ز عنقا
در خور آشفته نیست ذکر مدیحت
کامده احمد به عجز معترف آنجا
در حال بارگذاری صداها…
به زبان ساده
هوشواره: این متن شعری است که به ستایش و وصف قدرت و علم خداوند میپردازد. شاعر در آن از خالق که آغاز و انجام همه چیز را میداند، سخن میگوید و به عظمت و حکمت او اشاره میکند. او قدرت خداوند را به مثالی از تبدیل خاک مرده به چیزهای توانا و زندگیبخش میزند. شاعر به تفاوتهای بزرگی مانند قطره باران و چشمه خورشید، و عجز خود در وصف زیباییهای خدا اشاره میکند. همچنین از این نکته سخن میگوید که حتی در حالت کفران نعمت، انسان نمیتواند از مقام خداوند سر بیندازد و بر نعمتهای او اعتراف میکند. آیات در باره قدرت خداوند در تبدیل چیزهای ناچیز به زیباییها و نعمتها به طوری که حلاوت و شیرینی خاصی به دست میدهند، آمده است. شاعر در پایان از عدم تناسب میان عظمت خداوند و کمال درک بشر سخن میگوید و به محدودیتهای خود در وصف خداوند اذعان میکند.
اخطار: خلاصههای تولید شده توسط هوشواره در بسیاری از موارد نادرستند.
برگردان به زبان ساده
برگردان این شعر هنوز آماده نشده است
همآهنگها
مشابهیابی بر اساس وزن و قافیه
اطلاعات وزن و قافیه به زودی اضافه میشود