اهلی شیرازی
شمع و پروانه
بخش ۲۳ - آواره شدن پروانه از بزم شمع
قلم
چینش
وسط چین
راست چین
چپ چین
قلم
ایران سنس
نستعلیق
وزیر
نازنین
تیتر
گلدان
گل
دست نویس
شکسته
مروارید
نیریزی
ثلث
Tahoma
رنگ
اندازه
ارتفاع
سایه
رنگ
تیرگی
وضوح
افقی
عمودی
زمینه
نسبت
1:1
9:16
رنگ
تصاویر پیش فرض
اندازه
متناسب شود
برش داده شود
وضوح
حذف تصویر زمینه
حاشیه
اندازه
رنگ
گردی گوشه
متن
دانلود
می توانید متن را اصلاح نمایید:
چو جمعی را بلایی پیش آید ملامت بر زبونان بیش آید گر از برق بلا آتش فروزد بغیر از خرمن عاشق نسوزد چو صیاد از پی نخجیر راند زبون تر صید مسکین بازماند اگر بر رهگذر صد مور آید بر او کافتاده باشد زور آید اگر باد از نمکزار آورد خاک نباشد جای او جز سینه چاک اگر خود بر نمک هم کف بری پیش نسوزد غیر انکشتی که شد ریش به هر جا ز آهن و سنگ آتش افروخت در آن پر گاله گیرد کاتشش سوخت چو باد از شمع کوته دست گردید ز کین شمع بر پروانه پیچید جدا کرد از بر شمعش بزاری بخاک ره فکند او را بخواری بدان جورش که باد آواره میکرد چو میشد باز پس نظاره میکرد چو کردی باد باوی تندی آهنگ همی جستی ازو فرسنگ فرسنگ دلش از جور او می خست و می رفت چراغ از دیده اش می جست و می رفت ز جورش هر نفس دیدی بلایی چو موری در دهان اژدهایی پرش نزدیک کز افتان و خیزان شود چون برگ گل از باد ریزان طپیدی همچو مرغ نیم بسمل میان خاک و خون منزل به منزل اهلی شیرازی