علی شیر نوایی
غزل ها
شمارهٔ ۷۳ - تتبع مخدومی: در شوق لعل تو که دلم خون ناب ریخت
قلم
چینش
وسط چین
راست چین
چپ چین
قلم
ایران سنس
نستعلیق
وزیر
نازنین
تیتر
گلدان
گل
دست نویس
شکسته
مروارید
نیریزی
ثلث
Tahoma
رنگ
اندازه
ارتفاع
سایه
رنگ
تیرگی
وضوح
افقی
عمودی
زمینه
نسبت
1:1
9:16
رنگ
تصاویر پیش فرض
اندازه
متناسب شود
برش داده شود
وضوح
حذف تصویر زمینه
حاشیه
اندازه
رنگ
گردی گوشه
متن
دانلود
می توانید متن را اصلاح نمایید:
در شوق لعل تو که دلم خون ناب ریخت شور آبه ایست آنکه بر آتش کباب ریخت نقش سواد زلف تو بر صفحه دلم شد چون سیاهی ئیکه به روی کتاب ریخت رستست در بهار رخت لاله ها مگر از اشک خونفشان منش ابر آب ریخت در دیر روشنی و صفا بین که مغبچه یاقوت ناب در قدح آفتاب ریخت شادم به معنی دگرش اینکه محتسب گویند سوی میکده رفت و شراب ریخت گو در حساب عمر نویس آنکه سیم و زر بهر نشات مطرب و می بیحساب ریخت در میکده به کهنه سفالی گدا نیم هر کس که باده ریخت ز بهر ثواب ریخت گلبوی گشت باده مگر از خوی عذار ساقی درون باده گلگون گلاب ریخت فانی به پیری اشک به رخ ریختن خوشست می در قدح خوش آنکه به عهد شباب ریخت علی شیر نوایی