شاه نعمت الله
غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۳۵۶: جان به جانان ده ولیکن سر جانان را مگو
قلم
چینش
وسط چین
راست چین
چپ چین
قلم
ایران سنس
نستعلیق
وزیر
نازنین
تیتر
گلدان
گل
دست نویس
شکسته
مروارید
نیریزی
ثلث
Tahoma
رنگ
اندازه
ارتفاع
سایه
رنگ
تیرگی
وضوح
افقی
عمودی
زمینه
نسبت
1:1
9:16
رنگ
تصاویر پیش فرض
اندازه
متناسب شود
برش داده شود
وضوح
حذف تصویر زمینه
حاشیه
اندازه
رنگ
گردی گوشه
متن
دانلود
می توانید متن را اصلاح نمایید:
تا نفرماید بگو بشنو ز من آن را مگو جان به جانان ده ولیکن سر جانان را مگو گر به کفر زلف او ایمان نداری همچو ما دم مزن گر مؤمنی ای یار من آن را مگو آب چشم ما به هر سو رو نهاده می رود خوش درین دریا نشین و وصف یاران را مگو ذوق ما داری بیا با جام می یک دم برآر پیش می خواران مرو اسرار مستان را مگو نعمت الله را بجو و حال خود با او بگو هرچه فرماید بدان و راز سلطان را مگو شاه نعمت الله