کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    کرد خور عشق دوست از افق دل ظهور
    ساحت جانرا گرفت پرتو الله نور
    یوسف گل پیرهن آمده سوی وطن
    گوشه بیت الحزن گشته سرای سرور
    مطرب شیرین مقال برد ز دلها ملال
    محو نمود از خیال صحبت غلمان و حور
    شیخ که بودش بدوش منکرمی با خروش
    کین بردش عقل و هوش آن بود از قول زور
    دیدمش از یکطرف ساغر مینا بکف
    خنده کنان از شعف آمده بر رقص و شور
    گفتم ایا شیخ صاف کین بود از تو خلاف
    این عمل جلف صاف باشد از عقل تو دور
    گفت که سرّ نهان گشته بعالم عیان
    جمله خلق جهان بر سر رقصند و شور
    جمع شد از هر طرف منکر فضل و شرف
    پیش خر خوش علف قدوره اهل غرور
    تا که شنید این سرود اهل عناد و حسود
    رفت بچرخ کبود عف عف کلب عقور

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha