به تارنماری گنجینه فارسی خوش آمدید. لطفا در معرفی تارنمای گنجینه فارسی ما را یاری بفرمایید
من از زهدان گشته ام گر بری
مبادا که ظن بد از من بری
به من زاهدی گشته بی التفات
مرا کرده چون شاه شطرنج مات
یکی روز از من طلب کرد پول
چوممکن نشد بدهمش شد ملول
نه کم خواست تا ممکن آندم شود
چه نیکو بود گرطمع کم شود
چومأیوس گردیده رنجیده است
چرا بدنگوید که بد دیده است
هم اندرغیابم شده تلخ گو
هم اندرحضورم شود ترش رو
شنیدم که بدگوید از من همی
ز بدگوئی اوندارم غمی
به گفتش مرا نیست چون وچرا
که پاک از گناهان نمایدمرا
من ار خوبم ار بد سروکار من
بود با خداوندغفار من
کس ار بد ویا خوب کس را چه کار
که باشد بد وخوب با کردگار
چه باک ار بدم من که روز جزا
بدان را به نیکان ببخشد خدا
شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.
کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.
توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.