غزل شمارهٔ ۷۴ - یاران دغل
غزل شمارهٔ ۷۴ - یاران دغل
گر من از عشق غزالی غزلی ساخته ام
شیوه تازه ای از مبتذلی ساخته ام
گر چو چشمش به سپیدی زده ام نقش سیاه
چون نگاهش غزل بی بدلی ساخته ام
گر چو زنبور به نیشم بنوازند رواست
کز لب لعل تو نوشین عسلی ساخته ام
شکوه در مذهب درویش حرامست ولی
با چه یاران دغا و دغلی ساخته ام
ادب از بی ادب آموز که لقمان گوید
از عمل سوخته عکس العملی ساخته ام
می کنم چشم طمع می شکنم دست سوال
من که با جامعه کور و شلی ساخته ام
چه خروسی تو که وقتی نشناسی ورنه
من به هر عربده بی محلی ساخته ام
درنمی یابی اگر ذوق نه من در هر بیت
طرفه مضمونی و ضرب المثلی ساخته ام
می چرانم به غزل چشم غزالان وطن
مرتعی سبز به دامان تلی ساخته ام
من در این کلبه تاریک به اشراق ادب
آفتابم که به برج حملی ساخته ام
شهریار از سخن خلق نیابم خللی
که بنای سخن بی خللی ساخته ام
در حال بارگذاری صداها…
به زبان ساده
هوشواره: هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و زیباییهای آن سخن میگوید و با استفاده از تصاویر و تشبیههای زیبا، تجربیات خود را بیان میکند. او به خلاقیت و نوآوری در سرودن شعر اشاره میکند و بیان میکند که چگونه احساساتش را به صورت غزلهایی بیان کرده است. شاعر به تضادهای موجود در جامعه و مذهب اشاره میکند و به اهمیت آموختن ادب از دیگران تأکید میکند. در نهایت، او از تواناییاش در خلق مضامین تازه و غنی در اشعارش میگوید و به نوعی خود را به عنوان یک تازهکار در دنیای شعر معرفی میکند که با وجود محدودیتها، آثارش ارزشمند و پربار است.
اخطار: خلاصههای تولید شده توسط هوشواره در بسیاری از موارد نادرستند.
برگردان به زبان ساده
برگردان این شعر هنوز آماده نشده است
همآهنگها
مشابهیابی بر اساس وزن و قافیه
اطلاعات وزن و قافیه به زودی اضافه میشود