غزل شمارهٔ ۲۳ - زکات زندگی
غزل شمارهٔ ۲۳ - زکات زندگی
شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردن است
روز ستاره تا سحر تیره به آه کردن است
متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان
حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردن است
چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رو نهم
این هم از آب و آینه خواهش ماه کردن است
نو گل نازنین من تا تو نگاه می کنی
لطف بهار عارفان در تو نگاه کردن است
لوح خدا نمایی و آینه تمام قد
بهتر از این چه تکیه بر منصب و جاه کردن است
ماه عبادت است و من با لب روزه دار از این
قول و غزل نوشتنم بیم گناه کردن است
لیک چراغ ذوق هم این همه کشته داشتن
چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه کردن است
من همه اشتباه خود جلوه دهم که آدمی
از دم مهد تا لحد در اشتباه کردن است
غفلت کاینات را جنبش سایه ها همه
سجده به کاخ کبریا خواه نخواه کردن است
از غم خود بپرس کو با دل ما چه می کند
این هم اگرچه شکوه شحنه به شاه کردن است
عهد تو سایه و صبا گو بشکن که راه من
رو به حریم کعبه لطف اله کردن است
گاه به گاه پرسشی کن که زکات زندگی
پرسش حال دوستان گاه به گاه کردن است
بوسه تو به کام من کوهنورد تشنه را
کوزه آب زندگی توشه راه کردن است
خود برسان به شهریار ای که در این محیط غم
بی تو نفس کشیدنم عمر تباه کردن است
در حال بارگذاری صداها…
به زبان ساده
هوشواره: هوش مصنوعی: این شعر نوای دلشکستگی و longing برای معشوق است. شاعر در شب به ستاره و ماه شکوه میکند که بدون معشوقش زندگی چگونه سخت و تیره شده است. او با بیان احساساتش از فقدان معشوق، به زیباییهای عالم نیز اشاره میکند و نشان میدهد که از نظر او، همه چیز وقتی زیباست که به یاد معشوق باشد. همچنین شاعر به اشتباهات انسانی اشاره میکند و نشان میدهد که زندگی پر از غفلت و مشکلات است. در نهایت، او خواستار ارتباطی دوباره با معشوق و پرسش از حال دوستانش است، چرا که این کارها به زندگیاش معنا میبخشند.
اخطار: خلاصههای تولید شده توسط هوشواره در بسیاری از موارد نادرستند.
برگردان به زبان ساده
برگردان این شعر هنوز آماده نشده است
همآهنگها
مشابهیابی بر اساس وزن و قافیه
اطلاعات وزن و قافیه به زودی اضافه میشود