غزل شماره ۹۵

غزل شماره ۹۵

غزل
0
قافیه: مقالب: غزل
۞
اندازه متن

مهتاب و سرشکی به هم آمیخته بودیم

خوش رویهم آن شب من و مه ریخته بودیم

دور از لب شیرین تو چون شمع سیه روز

خوش آتش و آبی به هم آمیخته بودیم

با گریه خونین من و خنده مهتاب

آب رخی از شبنم و گل ریخته بودیم

از چشم تو سرمست و به بالای توهمدست

صد فتنه ز هر گوشه برانگیخته بودیم

زان پیش که در زلف تو بندیم دل خویش

ما رشته مهر از همه بگسیخته بودیم

شنیدن این شعر

در حال بارگذاری صداها…

0.95×

به زبان ساده

هوشواره: این شعر توصیف لحظاتی عاشقانه و عاطفی است که بین دو شخص اتفاق می‌افتد. شاعر به تصویر کشیدن زیبایی‌های شب و ماه می‌پردازد و احساسات مختلطی از شادی و اندوه را بیان می‌کند. او عشق و وابستگی عمیقش را نسبت به معشوقش نشان می‌دهد، در حالی که به یادآوری لحظات شیرین و تلخ نیز می‌پردازد. این شعر نمادهایی از عشق، زیبایی و حتی غم را به تصویر می‌کشد که نشان‌دهنده پیچیدگی‌های روابط انسانی است.

اخطار: خلاصه‌های تولید شده توسط هوشواره در بسیاری از موارد نادرستند.

برگردان به زبان ساده

برگردان این شعر هنوز آماده نشده است

هم‌آهنگ‌ها

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه

اطلاعات وزن و قافیه به زودی اضافه می‌شود