غزل شماره ۵۴
غزل شماره ۵۴
نوجوانان وطن بستر به خاک و خون گرفتند
تا که در بر شاهد آزادی و قانون گرفتند
لاله از خاک جوانان می دمد بر دشت هامون
یا درفش سرخ بر سر انقلابیون گرفتند
خرم آن مردان که روزی خاینین در خون کشیدند
زان سپس آن روز را هر ساله عید خون گرفتند
تا به سیر قهقرایی آخرین فرصت کنی کم
خود عنان حزب در کف دشمنان دون گرفتند
با دمی پنهان چو اخگر عشق را کانون بیفروز
کوره افروزان غیرت کام از این کانون گرفتند
خوف کابوس سیاست جرم خواب غفلت ما
سخت ما را در خمار الکل و افیون گرفتند
کار با افسانه نبود رشته تدبیر می تاب
آری ارباب غرایم مار با افسون گرفتند
خاک لیلای وطن را جان شیرین بر سر افشان
خسروان عشق درس عبرت از مجنون گرفتند
شهریارا تا محیط خود تنزل کن میندیش
کاین قبا بر قامت طبع تو ناموزون گرفتند
در حال بارگذاری صداها…
به زبان ساده
هوشواره: این شعر به ستایش جانفشانی نوجوانان وطن در راستای دستیابی به آزادی و قانون میپردازد. شاعر از فداکاری آنها که در راه آزادی جان دادند، یاد میکند و بر اهمیت این انقلاب و خونریزیها تأکید میگذارد. همچنین به یادآوری روزهای خونین میپردازد که باعث به وجود آمدن و حفظ ارزشهای ملی شده است. او هشدار میدهد که سیاست و غفلت میتواند دوباره ملت را در خواب ببیند و از مبارزات و فداکاریهای گذشته عبرت بگیرد. در نهایت، شاعر به خود فرد و جامعۀ خود اشاره میکند و آنها را به تفکر در مورد وضعیت خود و تلاش برای بهبود آن ترغیب میکند.
اخطار: خلاصههای تولید شده توسط هوشواره در بسیاری از موارد نادرستند.
برگردان به زبان ساده
برگردان این شعر هنوز آماده نشده است
همآهنگها
مشابهیابی بر اساس وزن و قافیه
اطلاعات وزن و قافیه به زودی اضافه میشود