مثنوی شماره ۱۰۶
مثنوی شماره ۱۰۶
نیست جهان جز همین که با تو بگویم
روز و شبانی به یکدگر شده پیوند
خلق جهان هم اگر تو نیک بسنجی
هیچ برون نیستند از این گرۀ چند
یاقوی ظالمند و عاجز مظلوم
ـند
عده ای از آنچه می ندارد غمگین
عدۀ دیگر از آنچه دارد خرسند
سر کوی تو باز سبز شوم
گر چو بیدم قلم قلم بکنند
در حال بارگذاری صداها…
به زبان ساده
هوشواره: در این شعر، شاعر بیان میکند که تمام هستی و دنیا به نوعی به تو مرتبط است و روز و شب به هم پیوند خوردهاند. او اشاره میکند که اگر به دقت نگاه کنی، تمام موجودات در این گرههای متعدد به هم وابستهاند. همچنین به تضاد میان افراد اشاره میکند؛ عدهای از آنچه ندارند غمگیناند و عدهای دیگر از آنچه دارند خوشحال. در نهایت، شاعر احساس میکند که اگر در کوی محبوبش باشد، مانند بید لولهکشی خواهد شد و در آنجا سبز خواهد شد.
اخطار: خلاصههای تولید شده توسط هوشواره در بسیاری از موارد نادرستند.
برگردان به زبان ساده
برگردان این شعر هنوز آماده نشده است
همآهنگها
مشابهیابی بر اساس وزن و قافیه
اطلاعات وزن و قافیه به زودی اضافه میشود