قطعه شماره ۸۱
قطعه شماره ۸۱
زن قحبه چه می کشی خودت را
دیگر نشود حسین زنده
کشتند و گذشت و رفت و شد خاک
خاکش علف و علف چرنده
من هم گویم یزید بد کرد
لعنت به یزید بدکننده
اما دگر این کتل متل چیست
وین دسته خنده آورنده
تخم چه کسی بریده خواهی
با این قمه های نابرنده
آیا تو سکینه ای که گویی
سو ایستمیرم عمیم گلنده
کو شمر و تو کیستی که گویی
گل قویما منی شمیر النده
تو زینب خواهر حسینی
ای نره خر سبیل گنده
خجلت نکشی میان مردم
از این حرکات مثل جنده
در جنگ دو سال قبل دیدی
شد چند کرور نفس رنده
از این همه کشتگان نگردید
یک مو ز زهار چرخ کنده
در سیزده قرن پیش اگر شد
هفتاد و دو سر ز تن فکنده
امروز چرا تو می کنی ریش
ای درخور صد هزار خنده
کی کشته شود دوباره زنده
با نفرین تو بر کشنده
باور نکنی بیا ببندیم
یک شرط به صرفه برنده
صد روز دگر برو چو امروز
بشکاف سر و بکوب دنده
هی بر سر و ریش خود بزن گل
هی بر تن خود بمال سنده
هی با قمه زن به کله خویش
کاری که تبر کند به کنده
هی بر سر خود بزن دو دستی
چون بال که می زند پرنده
هی گو که حسین کفن ندارد
هی پاره بکن قبای ژنده
گر زنده نشد عنم به ریشت
گر شد عن تو به ریش بنده
در حال بارگذاری صداها…
به زبان ساده
هوشواره: ایرج میرزا در این شعر طبق معمول با لحن تند و تیز، یک باور غلط را مورد نقد قرار میدهد. این بار ایرج میرزا به سراغ سنت قمهزنی در عزاداری ماه محرم رفته و با لحنی تند و کمی هم طنز و تمسخر، این رسم را مورد ستیز قرار میدهد. هر چند وی در طول شعر، کلیت مفهوم عزاداری و تعزیه را مضحک و بیمعنی میشمارد و سعی دارد این مطلب را برساند که با این کارها امام حسین دوباره زنده نمیشود، اما هدفش بیشتر نقد قمهزنان و رفتارهای افراطی گروهی از عزاداران است که با آسیب زدن به خود، ظاهراً در حال عزاداری هستند.
اخطار: خلاصههای تولید شده توسط هوشواره در بسیاری از موارد نادرستند.
برگردان به زبان ساده
برگردان این شعر هنوز آماده نشده است
همآهنگها
مشابهیابی بر اساس وزن و قافیه
اطلاعات وزن و قافیه به زودی اضافه میشود