قطعه شماره ۵۷

قطعه شماره ۵۷

قطعه
0
قافیه: رقالب: قطعه
۞
اندازه متن

صبحدم کاین مرغ گیهان آشیان

بال بگشاید فراز کوهسار

پنجه و منقار نورافشان او

پرده شب را نماید تار و مار

در چمن پروانه عاشق منش

آن گل جان دار خوش نقش و نگار

از غلاف پیرهن آید برون

پیرهن بر تن درد از عشق یار

بر پرد زین گل به آن گل شادمان

بوسد این را غبغب و آن را عذار

همچنان آن طفلک شیرین زبان

در لطافت آمده چون گل به بار

سالم و سرخ و سفید و چاق و گرد

با دو چشم چون ستاره نوربار

همچو گوهر کز صدف آید برون

آید از شادیچه بیرون شادخوار

بنگرد بر گلبنان خانگی

بال بگشاید همی پروانه وار

دست مادر بوسد و روی پدر

این در آغوشش کشد آن در کنار

شنیدن این شعر

در حال بارگذاری صداها…

0.95×

به زبان ساده

هوشواره: در این شعر زیبا، صبحگاه با صدای پرنده‌ای آغاز می‌شود که در بالای کوه پرواز می‌کند و با نور منقار و پنجه‌اش تاریکی شب را می‌شکافد. در چمن، پروانه‌ای عاشق به گل‌های خوش نقش و نگار می‌نگرد و از عشقش به یار، لباس خود را به تن می‌کند. همچنین، کودک شیرینی مثل گل در حال تماشا و بازی است که چهره‌اش شاداب و رنگین است. او با دستانش به پدر و مادرش ابراز عشق می‌کند و در آغوش آن‌ها احساس خوشحالی و آرامش می‌نماید. شعر تصویری از زیبایی، عشق و پیوند خانوادگی را به تصویر می‌کشد.

اخطار: خلاصه‌های تولید شده توسط هوشواره در بسیاری از موارد نادرستند.

برگردان به زبان ساده

برگردان این شعر هنوز آماده نشده است

هم‌آهنگ‌ها

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه

اطلاعات وزن و قافیه به زودی اضافه می‌شود